بایگانیِ اکتبر 10, 2010

انتخاب بین بد و بدتر: سیاست یا بی‌سیاستی؟

مقدمه: خیلی وقته اینجا ننوشتم. البته دلیلش بیحالی نیست و خدا رو شکر از همیشه سرحالترم. ولی بلاخره تغیییر و تحولات یکساله اخیر که فکر کنم برای همه‌مون اتفاق افتاده٬ برام منم اتفاق افتاده و یه سری از روابط و محیطهای سابقم رو برام بی‌اهمیت کرده. راستش ترجیح میدم در محیطهای دیگه‌ای وقتم رو بگذرونم. اما در عین حال بعضی وقتا دلم برای برخی از دوستان سابق که هنوز برام دوست محسوب میشن تنگ میشه و دوست دارم باهاشون گپی بزنم.

اتفاقا چند تا موضوع هم هست که به طور خاص دوست دارم همینجا درباره‌اش حرف بزنم. مثلا یه پدیده‌ایه که در دوره اخیر دیدیم و من اسمش رو میگذارم «هار شدن». شایدم اسمش به نظر زشت بیاد٬ ولی واقعیت پشتش زشتتره. آدمایی که در شرایط دیگه‌ای به نظر خیلی منطقی و روشن و بعضا چپگرا می‌اومدن٬ تا بوی قدرت (تجمعات میلیونی) رو حس کردند٬ از این رو به اون رو شدند و باطن سرکوبگر خودشون رو نشون دادند. البته بحث از حوزه فردی فراتره و میشه بحث طبقاتی و جامعه‌شناسانه‌اش رو هم مطرح کرد.
یا بحث دلیل شکست جنبش سبز. با تمرکز روی مساله سازماندهی و مساله روابط میان آدما.
در هر حال این نوشته رو برای دوستان اینجام میگذارم٬ امیدوارم خوششون بیاد:) فقط اینو اضافه کنم که هرچند بحث زیر به طور خاص درباره فضای قبل از انتخاباته٬ اما میشه به مسائل بعدش هم تعمیمش داد …

چند روز پیش داشتم عکسهای باران کوثری و بچه های ستاد شهروند آزاد رو میدیدم. دوباره برگشتم به فضای انتخاباتی. خب اون موقع برام رد کردن استدلالهای موسوی چیا و کلا اونایی که از شرکت در انتخابات و نتیجه اش انتظار تحول مثبتی رو داشتند٬ کار سختی نبود واقعا:) ولی سر بحث با کروبی چیا مساله فرق میکرد.

یعنی فرض کنیم کسی می اومد بهم میگفت من نه کاری به کروبی دارم و نه کاندیدای دیگه‌ای٬ فقط میخوام از فرصت استفاده کنم و کمی از خواسته ها و مطالبات مدنی خودم رو مطرح و تبلیغ کنم. چه اشکالی داره؟

همین بحث رو میشه مربوطش کرد به خیلی بحثهای دیگه. اینکه میگن سیاست هنر استفاده از فرصتهاست و باید موقعیت سنج بود. یا همین بحث موقعیتگرایی که برخی فعالین زنان روش خیلی تاکید دارن٬ یا بحث انتخاب بد و طرد بدتر و …

اون موقع جوابی که به کروبی چی فرضی میدادم این بود که خط سیاسی کروبی صد و هشتاد درجه با مطالبات دموکراتیکی که تو مطرح میکنی در تضاده و  ادم نمیتونه هم تبلیغ کروبی رو کنه و هم دم از مطالبات حقوق بشری بزنه

حرف درستی هم بود:) ولی جوابی به این پاسخ فرضی اون کروبی چی نمیداد که من اصلا کاری به کرویی ندارم٬ فقط میخوام حرف خودم رو بزنم.

حالا دیگه جواب به این حرف هم با تماشای عکسهای بچه های ستاد شهروند آزاد  و دیدن اینکه تعداد زیادی از این بچه ها زندانند و تعدادیشون آواره کشورهای دیگه ساده است. اون چیزی که اون موقع اسمش رو میگذاشتن فرصت در واقع دامی بیشتر نبود.

اما کلی تر که نگاه کنیم میشه فهمید مشکل این تز استفاده از موقعیت و فرصت و انتخاب بین بد و بدتر و … چیه. مشکل اصلی اینه که وقتی تو ابتدا به ساکن تحلیلی ریشه ای و رادیکال از فضای سیاسی و جناح‌بندیها و … نکردی٬ حتی در تشخیص اینکه چی فرصته و چه فرصت نیست دچار اشتباه میشی. وقتی تو خواسته‌ای مثل آزادی پوشش٬ برابری زن و مرد٬ رعایت حقوق اقلیتها و … رو داری٬ باید این رو هم تشخیص بدی که این خواسته‌ها برای نظام موجود خواسته‌هایی رادیکال و براندازانه هستند. اگه اینو فهمیدی هیچوقت وارد بازی انتخابات جناحهای موجود نمیشی و با پای خودت نمی‌افتی تو دام

تحلیل ریشه‌ای و رادیکال در این مملکت از نون شبم واجبتره٬ وگرنه به ثانیه‌ای برانداز و محارب میشی٬ بدون اینکه روحت هم خبردار بشه!

 

اکتبر 10, 2010 at 2:38 ق.ظ. 8 دیدگاه


گاه‌شمار

اکتبر 2010
ش ی د س چ پ ج
« ژوئن   نوامبر »
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  

نوشته‌ها بر اساس ماه

نوشته‌ها بر اساس دسته


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.