بایگانیِ اکتبر 12, 2010
توضیحی کوتاه درباره تحلیل ریشهای (رادیکال)
در نوشته پیشین و بحث کامنتهایش چندین بار از تحلیل ریشهای (رادیکال) و تفاوت و در واقع برتریاش نسبت به تحلیلهای رایج گفتم٬ بد نیست توضیحی هرچند کوتاه درباره تحلیل ریشهای بدهم.
اول از تحلیلهای رایج شروع کنم: شاید بشود محور اصلی این تحلیلها را «فرصت» دانست. هر روزه «فرصت»هایی در اختیار ما قرار میگیرد که باید از آن استفاده کنیم و اصولا هم هنر سیاست همین هنر استفاده درست از فرصتهاست؛ فرصت فضای (نسبتا) باز انتخاباتی٬ فرصت خلقشده از درگیریهای دو جناح٬ فرصت تجمعات اعتراضی بعد از انتخابات٬ فرصت استفاده از بد علیه بدتر و ….
نقطه شروع بحث نوشته پیشین هم در واقع یکی از فرصتها بود: بخشی از جامعه مدنی ما از فرصت فضای باز انتخاباتی استفاده کرد و شعارها و مطالبات مدنی و دموکراتیک و حقوق بشری را تبلیغ کرد. آیا میتوان به این استفاده از فرصتها ایرادی وارد کرد؟ و اگر میشود٬ ایراد دقیقا کجاست؟
من در نوشته پیشین سعی کردم ایراد این نوع تحلیلها را نشان دهم. تجربهای هم که مورد استنادم بود ضربهای بود که بعد از انتخابات به بخشی از جامعه مدنی و به طور خاص فعالین ستاد شهروند آزاد خورد. بخش عمدهای به زندان رفتند و بخش دیگری آواره کشورهای دیگر شدند و از تمام آن روزهای پرشور و جذاب برایشان خاطرهای حسرتآور ماند.
اما مشکل آن نوع تحلیلها چیست و تحلیل ریشهای (رادیکال) چه جایگزینی دارد؟
به زعم من مشکل این بود که آن دوستان در سطح اتفاقات روز باقی ماندند و توجه نکردند که هرچند نظام برای دورهای به چنان فضایی تن داده٬ اما مترصد است که در اولین فرصت انتقام آن روزها را بگیرد.
در مقابل تحلیل ریشهای (رادیکال) از سطح اتفاقات روز سیاسی فراتر میٰرفت و با بررسیهای ریشهای تر و در سطوح مختلف میتوانست به این فعالین کمک کند که عجولانه و بیپروا وارد فضای انتخابات نشوند و هر فضای به ظاهر مساعدی را فرصت ارزیابی نکنند. تحلیل ریشهای به این دوستان میگفت هرچند نظام و البته تمام جناحهایش٬ در این دوره خاص در مقابل شعارها و مطالبات دموکراتیک سکوت کردهاند یا حتی آن را تشویق میکنند٬ اما در باطن و در واقعیت چنین مطالباتی از چشم نظام و تمام جناحهایش براندازانه محسوب میشوند.
تحلیل ریشهای را همینگونه تعریف میکنم: از اتفاقات روز سیاسی فراتر رفتن و نگاه دقیقتر به سطوح دیگر زندگی اجتماعی -فعالیتهای اقتصادی یا شیوه زندگی و …
به بیان دیگر تحلیلهای رایج در حد یکسری تاکتیکهای خاص روزهای خاص باقی میمانند ولی تحلیل ریشهای در گام نخست در پی وضع استراتژی بلندمدت برای مبارزه است٬ استراتژیای که ممکن بسیاری از به ظاهر فرصتها را فرصت نداند یا حداقل به طور مشروط و محدود از آن استفاده کند یا جایی در پی فرصت باشد که در نگاه اول و حاکم اساسا به چشم نیاید.
بحث مفصلی است!