انتخاب بین بد و بدتر: سیاست یا بی‌سیاستی؟

اکتبر 10, 2010 at 2:38 ق.ظ. 8 دیدگاه

مقدمه: خیلی وقته اینجا ننوشتم. البته دلیلش بیحالی نیست و خدا رو شکر از همیشه سرحالترم. ولی بلاخره تغیییر و تحولات یکساله اخیر که فکر کنم برای همه‌مون اتفاق افتاده٬ برام منم اتفاق افتاده و یه سری از روابط و محیطهای سابقم رو برام بی‌اهمیت کرده. راستش ترجیح میدم در محیطهای دیگه‌ای وقتم رو بگذرونم. اما در عین حال بعضی وقتا دلم برای برخی از دوستان سابق که هنوز برام دوست محسوب میشن تنگ میشه و دوست دارم باهاشون گپی بزنم.

اتفاقا چند تا موضوع هم هست که به طور خاص دوست دارم همینجا درباره‌اش حرف بزنم. مثلا یه پدیده‌ایه که در دوره اخیر دیدیم و من اسمش رو میگذارم «هار شدن». شایدم اسمش به نظر زشت بیاد٬ ولی واقعیت پشتش زشتتره. آدمایی که در شرایط دیگه‌ای به نظر خیلی منطقی و روشن و بعضا چپگرا می‌اومدن٬ تا بوی قدرت (تجمعات میلیونی) رو حس کردند٬ از این رو به اون رو شدند و باطن سرکوبگر خودشون رو نشون دادند. البته بحث از حوزه فردی فراتره و میشه بحث طبقاتی و جامعه‌شناسانه‌اش رو هم مطرح کرد.
یا بحث دلیل شکست جنبش سبز. با تمرکز روی مساله سازماندهی و مساله روابط میان آدما.
در هر حال این نوشته رو برای دوستان اینجام میگذارم٬ امیدوارم خوششون بیاد:) فقط اینو اضافه کنم که هرچند بحث زیر به طور خاص درباره فضای قبل از انتخاباته٬ اما میشه به مسائل بعدش هم تعمیمش داد …

چند روز پیش داشتم عکسهای باران کوثری و بچه های ستاد شهروند آزاد رو میدیدم. دوباره برگشتم به فضای انتخاباتی. خب اون موقع برام رد کردن استدلالهای موسوی چیا و کلا اونایی که از شرکت در انتخابات و نتیجه اش انتظار تحول مثبتی رو داشتند٬ کار سختی نبود واقعا:) ولی سر بحث با کروبی چیا مساله فرق میکرد.

یعنی فرض کنیم کسی می اومد بهم میگفت من نه کاری به کروبی دارم و نه کاندیدای دیگه‌ای٬ فقط میخوام از فرصت استفاده کنم و کمی از خواسته ها و مطالبات مدنی خودم رو مطرح و تبلیغ کنم. چه اشکالی داره؟

همین بحث رو میشه مربوطش کرد به خیلی بحثهای دیگه. اینکه میگن سیاست هنر استفاده از فرصتهاست و باید موقعیت سنج بود. یا همین بحث موقعیتگرایی که برخی فعالین زنان روش خیلی تاکید دارن٬ یا بحث انتخاب بد و طرد بدتر و …

اون موقع جوابی که به کروبی چی فرضی میدادم این بود که خط سیاسی کروبی صد و هشتاد درجه با مطالبات دموکراتیکی که تو مطرح میکنی در تضاده و  ادم نمیتونه هم تبلیغ کروبی رو کنه و هم دم از مطالبات حقوق بشری بزنه

حرف درستی هم بود:) ولی جوابی به این پاسخ فرضی اون کروبی چی نمیداد که من اصلا کاری به کرویی ندارم٬ فقط میخوام حرف خودم رو بزنم.

حالا دیگه جواب به این حرف هم با تماشای عکسهای بچه های ستاد شهروند آزاد  و دیدن اینکه تعداد زیادی از این بچه ها زندانند و تعدادیشون آواره کشورهای دیگه ساده است. اون چیزی که اون موقع اسمش رو میگذاشتن فرصت در واقع دامی بیشتر نبود.

اما کلی تر که نگاه کنیم میشه فهمید مشکل این تز استفاده از موقعیت و فرصت و انتخاب بین بد و بدتر و … چیه. مشکل اصلی اینه که وقتی تو ابتدا به ساکن تحلیلی ریشه ای و رادیکال از فضای سیاسی و جناح‌بندیها و … نکردی٬ حتی در تشخیص اینکه چی فرصته و چه فرصت نیست دچار اشتباه میشی. وقتی تو خواسته‌ای مثل آزادی پوشش٬ برابری زن و مرد٬ رعایت حقوق اقلیتها و … رو داری٬ باید این رو هم تشخیص بدی که این خواسته‌ها برای نظام موجود خواسته‌هایی رادیکال و براندازانه هستند. اگه اینو فهمیدی هیچوقت وارد بازی انتخابات جناحهای موجود نمیشی و با پای خودت نمی‌افتی تو دام

تحلیل ریشه‌ای و رادیکال در این مملکت از نون شبم واجبتره٬ وگرنه به ثانیه‌ای برانداز و محارب میشی٬ بدون اینکه روحت هم خبردار بشه!

 

Advertisements

Entry filed under: اجتماعي-سياسي.

خواننده های عزیز ننوشتن هام! توضیحی کوتاه درباره تحلیل ریشه‌ای (رادیکال)

8 دیدگاه Add your own

  • 1. ايرج  |  اکتبر 11, 2010 در 12:55 ق.ظ.

    سلام
    وجود كشوري به نام انگلستان (كه حتي هنوز چيزي به نام قانون اساسي در آن پديد نيامده است) گواه نقض پاراگرافهاي آخر اين نوشته ات است.
    ولي از ديد تحليل راديكال هم اگر بخواهم پاسخت را بدهم؛ بايد عرض كنم عمل مستقيم سياسي امري است نه تنها مشروع ؛ بلكه تا حدي به بهانه ي خود نيز مشروعيت مي دهد.
    به عبارتي اين گفتمان انتخابات و راي گيري نيست كه دموكراسي را مي سازد كه وقتي ماهيت غيردموكراتيك انتخابات را نشان دهي؛ فعاليت در آن حوزه را نيز از بيخ و بن زده باشي رفته باشد رد كارش.
    برعكس اين دموكراسي و عمل سياسي آدميان به هدف حق حاكميت ايشان بر سرنوشت خويش است كه انتخاباتي را معنادار مي كند و با عدم حضور خود آن راي گيري ديگر را به يك خيمه شب بازي رسوا فرومي كاهد.
    من معتقد نيستم در هيچ شرايطي بتوان آدميان را از كنش سياسي پرهيز داد. مگر آن كه آن كنش سياسي فاشيسم يا به هرحال در تضاد با حقوق ابتدايي جمعي از آدميان باشد.
    كار جمعي در يك ستاد انتخاباتي وابسته به مشروعيت آن ستاد نيست. برعكس آن ستاد مي تواند از نوع كاري كه آن جمع انجام مي دهند مشروعيت بگيرد و رشد يابد. نمونه ي حي و حاضر آن هم خود كروبي كه قد و قواره ي سياسيش از مجلس ششم تاكنون هزار برابر بلندتر شده است. نه صرفا به اين دليل كه در روي خامنه اي ايستاده است (كه بگويي بازي است يا از سر ناچاري) بلكه به اين دليل كه گفتمان سياسيش توسعه يافته و از حدود اصلاح طلبي دوران مجلس ششم بسي فراتر رفته است.

    پاسخ
  • 2. پويا  |  اکتبر 11, 2010 در 1:17 ق.ظ.

    سلام ایرج جان

    خوشحالم از همکلامی دوباره:)
    به نظرم درست متوجه نوشته من نشدید. شاید چون خلاصه نوشتم. در هر حال فرصت مناسبی است که بگویم دقیقا میخواستم در این نوشته به چه سوالی جواب دهم.
    موقع انتخابات بحث من بیشتر حول ماهیت نظام و جناحههای آن میگشت. و اینکه حمایت از هر جناحی از این نظام٬ راه رسیدن به جامعه‌ای دموکراتیک نمی‌تواند باشد و باید در پی راه مستقل بود. یعنی بحثهای انتخاباتی من بر پایه مفهوم استفلال میچرخید.
    اما این گفتمان در برخورد با بچه‌های ستاد شهروند آزاد دچار مشکل بود٬ چرا که آنها هم می‌توانستند مدعی باشند که با نوع خاص شرکت خود در انتخابات در واقع در مسیر استقلال قدم برمیدارند.
    آن زمان من سعی میکردم با افشای ماهیت کروبی و تضاد کامل عقاید سیاسی او و جناحهابش با مطالبات حقوق بشری این دوستان٬ فعالیت انتخاباتی‌شان را زیر سوال ببرم٬ اما اگر کسی از آن دوستان حرفهایم درباره ماهیت نظام و کروبی رو می‌پذیرفت اما باز تاکید میکرد که علی‌رغم تمام اینها هدفش از شرکت در فعالیتهای انتخاباتی تقویت راه مستقل و دموکراتیک است٬ پاسخ درستی برایش نداشتم

    پاسخ
  • 3. پويا  |  اکتبر 11, 2010 در 1:29 ق.ظ.

    یعنی مدعا این بود: این فضای انتخابات فرصتی است که ما (فعالین ستاد کروبی) از آن برای ترویج گفتمان دموکراتیک و راه مستفل استفاده میکنیم؛ مشکل چیست؟
    واقعا هم بچه های این ستاد فعالیتهای جالب توجه ای داشتند. خود من اگر این فرصت بود که به دوره انتخابات برگردیم٬ حتما با این دوستان همراه میشدم (البته با خفظ موضع تحریمی و انتقادی)
    چواب مدعای فوق٬ جوابی که فکر کنم امروز و بعد از همه این ماجراها برای خود دوستان هم روشن باشد٬ چنین است:
    درست است که استفاده از فرصت انتخابات و طرح مطالبات دموکراتیک مثبت بوده٬ اما اشتباه دوستان این بوده که قبل از وارد شدن به ماجرا٬ تحلیلی ریشه‌ای از ماهیت نظام و همچنین چناحهایش نداشتند و متوجه نبودند که آنگونه رو بازی کردن چه عواقب وحشتاکی برایشان دارد. در واقع متوجه نبودند که هر شعار و هر اعلامیه و هر مطالبه‌ دموکراتیک و متمدنانه‌شان برای این نظام در حکم محاربه و براندازی محسوب میشده. در واقع با آنگونه وارد شدن این دوستان به فضای انتخابات٬ فرصت به دام تبدیل شد

    پاسخ
  • 4. ايرج  |  اکتبر 11, 2010 در 9:36 ب.ظ.

    سلام دوباره
    خوب بستگي دارد چه چيزي را دام بدانيم و چه چيزي را فرصت. از قضا معتقدم آن كسي كه با ديدي باز و تحت گفتمان دموكراسي و حق حاكميت بر سرنوشت انسان در آن فعاليتها وارد شده باشد؛ وارد هيچ دامي نشده است. او حريف خود را مي شناخته و دانسته و آگاهانه گفتمان سياسي آزاديخواهانه ي خود را به فضاي جامعه تحت استبداد وارد كرده است. به اين -پوياي عزيزم- مي گويند فعاليت انقلابي. هيچ ايرادي هم ندارد و اصلا و ابدا هم يك دام ارزيابي نمي شود. زندان و داغ و درفش هم در قبال فعاليت انقلابي امري قابل پيش بيني است. گيرم هيچيك از ما انتظار اينهمه شقاوت و وقاحت توامان را از حاكميت نداشتيم (من با همه ي انكارم درباره ي اسلامگرايي حاكميت باورم نمي شد اينها روز عاشورا به سبك ابن زياد مردم را بكشند و به سبك عمر سعد بر كشتگان مركب برانند)
    پس راي مي دهم به آن پويايي كه مي گويد اگر به دوران انتخابات بازمي گشتيم با حفظ موضع تحريم انتخابات؛ وارد فعاليتهاي آن جمع مي شدم و به اين پويايي كه آن فعاليتها را دام ارزيابي مي كند عرض مي كنم كه اصل و ريشه و بنيان انقلاب نه در تشكلهاي زيرزميني بلكه در فعاليت مشاركت جويانه؛ در سطح جامعه؛ با جستجوي وسيعترين گستره ي مخاطبان و خواندن نغمه ي آزادي در بلندترين صداي ممكن است. من تشكل يافتن مخفيانه را انكار يا تمسخر نمي كنم (دور باد از من چنين ننگي) ولي هرنوع تشكل اصيل انقلابي را -اعم از زيرزميني يا علني- برآمده از توسعه يافتن گفتمان آزاديخواهي در سطح جامعه مي دانم.
    خلاصه كنم:
    از هر زاويه كه نگاه كني تحليل ريشه اي حاكميت ما را بر آن مي دارد كه بيشتر و بيشتر رو بازي كنيم. چرا كه تحليل راديكال ماهيت يك حاكميت صرفا نمي گويد آن حاكميت در قبال چه نوع فعاليتهايي چه نوع واكنشي نشان خواهد داد. بلكه چنين تحليلي همچنين و پيش از هرچيز مي گويد يك حاكميت استبدادي و ضدبشري بر چه اركاني تكيه مي كند تا به بقا ادامه دهد. اگر به اين پرسش پاسخ ريشه اي دهيم خواهيم ديد آنچه تو دام ارزيابي مي كني فرصتي درخشان بوده است. چرا كه براي ويران كردن اركان اين هيكل قبيح؛ بايد حاكميت را وادار كنيم از تغذيه ي شعارها و سوابق و آبروي انقلابي ناشي از 57 دست بردارد و موضعي را اشغال كند كه حقا متعلق به او است: فاشيسم عريان و هار.

    پاسخ
  • 5. پويا  |  اکتبر 12, 2010 در 3:01 ق.ظ.

    خب راستش یه مشکل اینه که نمیشه در یه نوشته کوتاه همه چیز رو گفت و فکر کنم یه مقدار مشکلمون در بخث این باشه. مثلا درباره تحلیل ریشه‌ای توضیحی ندادم یا حتی در این متن رادیکال رو در دو جا به دو معنای مختلفش به کار بردم که طبعا برای خواننده‌ای مثل شما نمی‌تونه روشن باشه. اما به مرور که جلوتر میریم مسائل هم روشنتر میشه حتما

    من حرفم این نبود که باید کلا زیرزمینی شد. این کار نه درست و نه ممکن. البته هر چه جلوتر میرویم و متاسفانه با آزمون و خطا اهمیت و ضرورت بخش پنهان مبارزه بیشتر روشن شده و می‌شود اما اینکه بخواهیم بیش از حد روی مبارزه پنهانی تاکید کنیم معنایش محروم شدن از توان بخش عمده جمعیت معترض و همینطور بالا رفتن بی‌جهت هزینه مبارزه است. برعکس باید تا جای ممکن از امکانات علنی مبارزه استفاده کرد و تا حد ممکن سعی کرد هزینه اعتراض را پایین آورد.

    پاسخ
  • 6. پويا  |  اکتبر 12, 2010 در 3:08 ق.ظ.

    اما حرفم چه بود. از مثال خود شما استفاده میکنم. میگویید:‌ گيرم هيچيك از ما انتظار اينهمه شقاوت و وقاحت توامان را از حاكميت نداشتيم (من با همه ي انكارم درباره ي اسلامگرايي حاكميت باورم نمي شد اينها روز عاشورا به سبك ابن زياد مردم را بكشند و به سبك عمر سعد بر كشتگان مركب برانند)
    حرفتان حداقل درباره من که صدق نمیکند. برعکس من انتظار خشونت بیشتری را داشتم (راستش بسیار نگران تجربه سال ۶۰ و تجمع پیکاریها بودم: پرتاب نارنجک یا مواد انفجاری دیگر به داخل تجمع معترضین). چندین بار مقامات رژیم از رافتشان نسبت به معترضین گفتند و این مایه خنده سبزها شده٬ اما من فکر میکنم اگر از دید خود رژیم مساله را نگاه کنیم (امکانی که تحلیل ریشه‌ای در اختیارمان میگذارد) متوجه میشویم که حرف کودتاچیان حداقل در مواردی درست است (مثل روز قدس). البته دلیل این رافت رژیم غافلگیر شدنش بوده یا چیزهای دیگر٬ مساله دیگری است.

    پاسخ
  • 7. پويا  |  اکتبر 12, 2010 در 3:10 ق.ظ.

    صحبت عاشورا و خشونت به زعم شما غیرقابل‌‌پیش بینی‌اش را کردید٬ اما این عنوان نوشته خود من بعد از ۱۶ آذر بود که ابتدا در جای دیگری و بعد از عاشورا در اینجا منتشرش کردم:
    سرکوب و خشونت فزاینده پیش روی جنبش اعتراضی- چه باید کرد؟(1)
    نوشته هم اینگونه شروع میشد:
    زیر کردن موتورسیکلت معترضان در یزد، تهاجم مغولوار نیروهای بسیجی به دانشگاهها، تهدید ضمنی درویشان و دیگر معترضان به بمبگذاری، خبر از فضای جدیدی در صحنه سیاست کشورمان میدهد. البته در این سی سال،همواره خشونت ابزار اصلی حاکمیت برای سرکوب مخالفان بوده، اما این خشونت عریان و بیپرده چندماهه اخیر، بیشتر یادآور حوادث سالهای اول انقلاب است تا هر مقطع دیگری، روزهای که به میان اجتماع معترضان نارنجک انداخته میشد، مخالفان ربوده، شکنجه و کشته میشدند، خون دختر و پسربچههای ده دوازده ساله ریخته میشد و هزاران حادثه تلخ دیگر.

    پاسخ
  • 8. پويا  |  اکتبر 12, 2010 در 3:22 ق.ظ.

    انتفادی که من به دوستان ستاد شهروند آزاد و میتوانم بگویم کل معترضان داشتم بررسی سهل‌انگارانه و سطحی‌شان از فضای موجود بود. در حالی که ۳۰ سال حاکمیت این رژیم به اندازه کافی تجربه و ابزار برای شناخت در اختیار ما قرار داده٬ دوستان با خوش‌خیالی وارد صحنه انتخابات شدند و با خوش‌خیالی هم ادامه دادند. همین خوش‌خیالی هم ضربات مهلکی هم به جامعه مدنی و هم به کل جنبش سبز زده (مثالهایش بی‌شمار است: استفاده از اس ام اس برای دعوت دیگران به تجمع٬ آن ماجرای اسب تروا و اکسیون نهایی ۲۲ بهمن و …).
    سرودهای جنبش سبز را گوش کنید٬ یکی از مضامین اصلی‌اش غافلگیری است.
    صحبت من بر سر هزینه دادن و ندادن نبود اصلا. مجاهد سال ۶۰ بیشترین هزینه‌ها را می‌داد٬ اما حداقل چشمش باز بود و انتظار بدترین چیزها را برای خودش داشت. اما در مورد جنبش سبز و همینطور بخش آگاهتر و متشکلترش که بیشتر در ستاد کروبی دیده می‌شدند اصلا اینطور نبود. بچه‌ها اصلا انتظار چنین برخوردهای شدیدی را نداشتند.
    انتقاد اصلی من هم به این دوستان همین حضور خوشخیالانه در صحنه انتخابات بود. در متن هم گفتم: وقتی تو خواسته‌ای مثل آزادی پوشش٬ برابری زن و مرد٬ رعایت حقوق اقلیتها و … رو داری٬ باید این رو هم تشخیص بدی که این خواسته‌ها برای نظام موجود خواسته‌هایی رادیکال و براندازانه هستن.
    ممکن است قردی به خوبی به همه اینها واقف باشد و باز از آن نوع فعالیت بچه‌های ستاد شهروند آزاد دفاع کند. اما این بحث من نیست. بحث من غافلگیر شدن به خاطر ساده‌انگاری و عدم بررسی ریشه‌ای نظام موجود است.
    اینکه دقیقا چه فعالیتی در دوره انتخابات درست و با چشم باز بود خود بحث دیگر و البته بسیار مهمی است. شاید فرصتی دست داد و درباره آنهم صحبت کردیم

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


گاه‌شمار

اکتبر 2010
ش ی د س چ پ ج
« ژوئن   نوامبر »
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  

Most Recent Posts


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: