توضیحی کوتاه درباره تحلیل ریشه‌ای (رادیکال)

اکتبر 12, 2010 at 3:49 ق.ظ. 9 دیدگاه

در نوشته پیشین و بحث کامنتهایش چندین بار از تحلیل ریشه‌ای (رادیکال) و تفاوت و در واقع برتری‌اش نسبت به تحلیلهای رایج گفتم٬ بد نیست توضیحی هرچند کوتاه درباره تحلیل ریشه‌ای بدهم.

اول از تحلیلهای رایج شروع کنم: شاید بشود محور اصلی این تحلیلها را «فرصت» دانست. هر روزه «فرصت»هایی در اختیار ما قرار میگیرد که باید از آن استفاده کنیم و اصولا هم هنر سیاست همین هنر استفاده درست از فرصت‌هاست؛ فرصت فضای (نسبتا) باز انتخاباتی٬ فرصت خلق‌شده از درگیری‌های دو جناح٬ فرصت تجمعات اعتراضی بعد از انتخابات٬ فرصت استفاده از بد علیه بدتر و ….
نقطه شروع بحث نوشته پیشین هم در واقع یکی از فرصتها بود: بخشی از جامعه مدنی ما از فرصت فضای باز انتخاباتی استفاده کرد و شعارها و مطالبات مدنی و دموکراتیک و حقوق بشری را تبلیغ کرد. آیا می‌توان به این استفاده از فرصت‌ها ایرادی وارد کرد؟ و اگر می‌شود٬‌ ایراد دقیقا کجاست؟

من در نوشته پیشین سعی کردم ایراد این نوع تحلیلها را نشان دهم. تجربه‌ای هم که مورد استنادم بود ضربه‌ای بود که بعد از انتخابات به بخشی از جامعه مدنی و به طور خاص فعالین ستاد شهروند آزاد خورد. بخش عمد‌ه‌ای به زندان رفتند و بخش دیگری آواره کشورهای دیگر شدند و از تمام آن روزهای پرشور و جذاب برایشان خاطره‌ای حسرت‌آور ماند.
اما مشکل آن نوع تحلیلها چیست و تحلیل ریشه‌ای (رادیکال) چه جایگزینی دارد؟
به زعم من مشکل این بود که آن دوستان در سطح اتفاقات روز باقی ماندند و توجه نکردند که هرچند نظام برای دوره‌ای به چنان فضایی تن داده٬ اما مترصد است که در اولین فرصت انتقام آن روزها را بگیرد.
در مقابل تحلیل ریشه‌ای ‌(رادیکال) از سطح اتفاقات روز سیاسی فراتر می‌ٰرفت و با بررسی‌های ریشه‌ای تر و در سطوح مختلف می‌توانست به این فعالین کمک کند که عجولانه و بی‌‌پروا وارد فضای انتخابات نشوند و هر فضای به ظاهر مساعدی را فرصت ارزیابی نکنند. تحلیل ریشه‌ای به این دوستان می‌گفت هرچند نظام و البته تمام جناحهایش٬ در این دوره خاص در مقابل شعارها و مطالبات دموکراتیک سکوت کرده‌اند یا حتی آن را تشویق می‌کنند٬ اما در باطن و در واقعیت چنین مطالباتی از چشم نظام و تمام جناحهایش براندازانه محسوب می‌شوند.
 
تحلیل ریشه‌ای را همینگونه تعریف میکنم: از اتفاقات روز سیاسی فراتر رفتن و نگاه دقیقتر به سطوح دیگر زندگی اجتماعی -فعالیتهای اقتصادی یا شیوه زندگی و …
به بیان دیگر تحلیلهای رایج در حد یکسری تاکتیکهای خاص روزهای خاص باقی می‌مانند ولی تحلیل ریشه‌ای در گام نخست در پی وضع استراتژی بلندمدت برای مبارزه است٬ استراتژی‌ای که ممکن بسیاری از به ظاهر فرصتها را فرصت نداند یا حداقل به طور مشروط و محدود از آن استفاده کند یا جایی در پی فرصت باشد که در نگاه اول و حاکم اساسا به چشم نیاید.
بحث مفصلی است!

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

انتخاب بین بد و بدتر: سیاست یا بی‌سیاستی؟ انقلاب بهمن٬ هگل و کودک دروغگو

9 دیدگاه Add your own

  • 1. ايرج  |  اکتبر 12, 2010 در 7:31 ق.ظ.

    سلام
    حال كه نوشته ي جديد اضافه كرده اي؛ ادامه ي بحث قبليمان را مي آورم اينجا:

    يك ايرادي كه به نظرم به ديدگاه شما وارد است اين است كه ج.ا. را يك ماهيت ثابت و ايستا در نظر مي گيري و البته بخش اصلي اين ماهيت را هم خشونت عريان مي بيني. به همين دليل است كه نه تنها رفتار حاكميت در روز عاشوراي سال گذشته را تكان دهنده ارزيابي نمي كني؛ بلكه مي گويي نگران خشونتي سخت تر هم بوده اي.
    نكته اينجا است كه اعمال خشونت هر حاكميت عليه مخالفانش امري نيست صرفا وابسته به تمايل رهبران يك حاكميت. فاكتورهاي خارجي و داخلي بسياري در سطح و عمق شدت چنين سياستي دخيل استند. مهمترين عامل موثر (كه به نظرم مي تواند بقيه ي عوامل را تقريبا به عوامل درجه ي دوم و سوم مبدل كند) افكار عمومي است. من طي يك ماه گذشته در گزاره در اين باره بخث كرده ام. واقعيت اين است كه حتي فاشيسم ج.ا. نيز نمي تواند مطلقا به جامعه ي ايران و افكار عمومي آن بي اعتنا باشد. چرا كه همچون هر حاكميت بومي؛ ج.ا. نيز ناچار است از همين مردم ساكن در ايران نيرو (اداري؛ نظامي و انتظامي) جذب كند. بوروكراسي ج.ا. امري از آسمان افتاده نيست. هرچند اين بوروكراسي حاصل اراده ي مردم ايران نيست و به همين دليل يك ماشين گيج و استبدادي است ولي به هرحال نمي توان نقش عامل انساني را در كاركرد اين ماشين مطلقا صفر انگاشت. سياستهاي ج.ا. در حد و سقفي مي تواند خشن باشد كه منجر به از دست رفتن پايگاههاي جمعيتي اين حاكميت نشود. پايگاه اجتماعي ج.ا. كه از آن نيرو تامين مي كند زماني اقشار متوسط و پايين مذهبي بود. تبليغات حاكميت در دهه ي شصت بر اين معنا تاكيد داشت. در آن زمان ج.ا. مي توانست در آن حدي كه اشاره كردي خشن و شقي باشد و نگراني هم نداشته باشد. چون اين سركوب با همدلي يا لااقل سكوت بي اعتناي اقشار مورد اتكاي او همراه بود كه معترضين را يا كمونيستهاي لامذهب طرفدار شوروي مي ديدند. يا به هرحال در شرايط جنگ سركوب ايشان را توجيه پذير مي دانستند.
    اما آن سركوب و به قول شما سركوبي در سطح بسيار پايينتر امروز نه تنها منجر به متلاشي شدن و ياس و روحيه باختن معترضين نشده است (من درباره ي اينترنت و حتي سخن مردم كوچه و بازار صحبت نمي كنم. درباره ي درهم ريخته گي حاكميت و وحشتش از چند روز تعطيلي فلان راسته ي بازار و لشگركشي امنيتيش براي يك تظاهرات و … صحبت مي كنم)؛ بلكه چندين برابر آن سركوبهاي بسيار خشنتر پيشين؛ انزجار و نگراني همان قشر مورد اتكاي حاكميت را باعث شده است. به نحوي كه حاكميت خود را ناگزير ديده است كه نقطه ي ثقل اتكاي خود را از سنتي هاي مذهبي به اوباش و اراذلي كه مذهبي بودنشان نه حتي در مناسك شريعت بلكه صرفا در شعارها و تكيه كلامهاي خاص خلاصه مي شود انتقال دهد. شتاب حاكميت در رويگرداني از روحانيت سنتي و گردن نهادن به ميل دار و دسته هايي كه توان سازماندهي و جذب نيرو از اقشار حاشيه نشين جامعه را دارند حاكي از اين انتقال تكيه گاه است.
    به عبارت خلاصه سركوب براي حاكميت امروز هزينه اي بسيار بيشتر از دهه ي شصت دارد. نه به دليل تغيير فضاي جهاني (كه حساب كه كني بيشتر به ضرر جنبشهاي آزاديخواهانه بوده است) بلكه به دليل تغيير فضاي جامعه و توسعه ي گفتمان اعتراض در بخشهايي بزرگتر و وسيعتر از جامعه نسبت به دهه ي شصت. حاكميت ديگر نمي تواند بي محابا كشتار كند چرا كه افكار عمومي جامعه ديگر همچون سالهاي شصت كرخت و بي توجه به كثافتكاريهاي حاكميت نيست و ترازوي سود و زيان سركوب وحشيانه ديگر به وضوح آن سالها تكليف را براي اين جنايتكاران روشن نمي كند. اينان امروز مجبورند خشن باشند و خشونت خود را انكار كنند. وحشيگري كنند و سپس وانمود كنند رئوف بوده اند. مردم را بترسانند و رودربايستي هم داشته باشند….. اين تناقضهاي غيرقابل حل است كه حاكميت را وادار مي كند دروغگو ؛ احمق ؛ گيج و خرفت باشد. او ديگر نمي تواند توحش خود را «قهر انقلابي» نام نهد و در عين خيانت به همه ي آرمانهاي 57 همچنان خود را انقلابي و وارث آن حركت بداند. مجبور است خشونت خود را دفاع از نظم عمومي (فاشيسم)؛ حراست از امنيت ملي (حماقت)؛ آنچه اتفاق نيافتاده است (دروغ رسوا) و …. معرفي كند.

    پاسخ
  • 2. پويا  |  اکتبر 12, 2010 در 11:05 ب.ظ.

    سلام

    فکر میکنم از بحث اصلی دور افتاده‌ایم ولی به هر حال این هم بحثی است.
    من جایی نگفتم که رژیم در به کار بردن خشونت محدودیت ندارد٬ حرفم فقط این بود که ظرفیت خشونت‌ورزی این نظام بالاتر از چیزی است که دیدیم.
    در مورد عاشورا هم حرفم این بود که دقت روی اتفاقات ۱۶ آذر میتوانست نشان دهد که رژیم به سمت خشونت‌ورزی شدیدتری می‌رود. دقیقا چنین نوشته بودم:
    زیر کردن موتورسیکلت معترضان در یزد، تهاجم مغولوار نیروهای بسیجی به دانشگاهها، تهدید ضمنی درویشان و دیگر معترضان به بمبگذاری، خبر از فضای جدیدی در صحنه سیاست کشورمان میدهد

    پاسخ
  • 3. پويا  |  اکتبر 12, 2010 در 11:42 ب.ظ.

    در هر حال با نظراتتان درباره محدوده‌های کاربرد خشونت مخالفتی ندارم
    اما در مورد اینکه گفته‌اید: يك ايرادي كه به نظرم به ديدگاه شما وارد است اين است كه ج.ا. را يك ماهيت ثابت و ايستا در نظر مي گيري

    چون نمی‌دانم دقیقا منظورتان چیست٬ جوابی هم نمی‌توانم بدهم. فقط میتوانم بگویم آن رابطه‌ای که با آن کل نظام جمهوری اسلامی را تعریف میکنم٬ سرمایه ماقبل‌صنعتی و پیشاسرمایه‌داری است. البته از همان ابتدا این سرمایه در شکلهای مختلفی (دولتی٬ بازار و …) جلوه کرده و تغییرات مهمی نیز در این سالها داشته. اما چیزی که ثابت مانده و همان اصل نظام است٬ همین رابطه سرمایه سنتی است٬ یعنی سرمایه‌ای که توان و اصولا خواست به کار گرفتن دانش روز در جهت بالا بردن کیفیت محصول و سود را ندارد و به استفاده از زور و رانت متکی است

    پاسخ
  • 4. پويا  |  اکتبر 13, 2010 در 12:30 ق.ظ.

    راستی یه مقدار فاروم گزاره رو گشتم ولی بحثهای شما را ندیدم. اگر لطف کنید ادرسش را بگذارید ممنون میشوم

    پاسخ
  • 5. ايرج  |  اکتبر 13, 2010 در 1:05 ب.ظ.

    https://gozareforum.com/thread-2257-page-2.html?s=bf6c3f1b&

    البته گويا براي آن كه بتواني اين صفحه را (كه متعلق به تالار سياست است) ببيني ؛ ابتدا بايد لاگ اين كني.

    پاسخ
  • 6. ايرج  |  اکتبر 13, 2010 در 1:19 ب.ظ.

    درباره ي اين كه فرموده اي:

    میتوانم بگویم آن رابطه‌ای که با آن کل نظام جمهوری اسلامی را تعریف میکنم٬ سرمایه ماقبل‌صنعتی و پیشاسرمایه‌داری است. البته از همان ابتدا این سرمایه در شکلهای مختلفی (دولتی٬ بازار و …) جلوه کرده و تغییرات مهمی نیز در این سالها داشته. اما چیزی که ثابت مانده و همان اصل نظام است٬ همین رابطه سرمایه سنتی است٬

    خوب اين يك تعبير است كه غلط هم نيست. ولي همچون بسياري امور درست ديگر آنقدر كلي است كه نمي تواند ج.ا. را توصيف كند.
    من معتقدم ج.ا. در عمر خويش تغيير گرانيگاههاي بسيار داشته است. به قول شما در همه ي احوال به سرمايه ي سنتي وفادار بوده است. اما نمي توان همه ي احوال ج.ا. را همگن و همسان پنداشت.
    من بيشتر به عوامل انساني توجه مي كنم. پايگاههاي اجتماعي ج.ا. كدام استند و كدام بوده اند و چه شده است كه تغيير يافته اند؟!
    سير تحولي كه بوروكراسي ج.ا. از اتكا به سرمايه داري دولتي (ذيل گفتمان ظاهرا چپگرا) به سرمايه داري بازار (ذيل گفتمان ظاهرا راست ميانه) و از آن دوباره به سرمايه داري دولتي (ذيل گفتمان ميليتاريسم فاشيستي) داشته است از كجا نشات گرفته و مشتمل بر كدام تغيير پايگاههاي اجتماعي بوده است؟!
    به نظرم توصيف ج.ا. با توجه به اقشار و طبقات حامي آن در هر مرحله بهتر مي تواند اين حاكميت و محدوديتهاي آن را براي ما روشن كند.

    پاسخ
  • 7. پويا  |  اکتبر 15, 2010 در 1:20 ق.ظ.

    اقا ما لاگ این هم کردیم٬ ادرسی که نوشتید زدیم٬ نام کاربری شما رو هم بالا و پایین کردیم ولی اخرش به اون متنی که گفتید نرسیدیم

    پاسخ
  • 8. پويا  |  اکتبر 15, 2010 در 2:15 ق.ظ.

    ایرج جان درباره حرفم درباره سرمایه سنتی نوشتی:
    خوب اين يك تعبير است كه غلط هم نيست. ولي همچون بسياري امور درست ديگر آنقدر كلي است كه نمي تواند ج.ا. را توصيف كند.

    برادر من! من در یکی دو جمله سعی کردم چکیده دیدگاهم را توضیح بدهم. خب طبیعی است که خیلی کلی باشد. اینکه آیا این فرضیه کلی از پس توضیح جزییاتش هم برخواهدآمد یا خیر٬ حرف دیگری است و نیاز به بحثهای زیادی دارد.
    عجاالتا بگویم در چارچوب اندیشه مارکس٬ نمیتوان به نظامی مبتنی بر سرمایه سنتی٬ لقب سرمایه‌داری داد. سرمایه‌داری با سرمایه صنعتی و مدرن توضیح داده میشود

    پاسخ
  • 9. ايرج  |  اکتبر 15, 2010 در 2:44 ب.ظ.

    سلام مجدد
    نام تاپيكي كه در آن بحث كرده ام اين است. در تالار سياست نگاه كني؛ خواهي ديدش:

    سخني چند پيرامون جمهوري اسلامي و نقش اسلام در حكومت

    بحث من از صفحه ي دوم شروع مي شود. اما نوشته هاي صفحه ي اول هم خواندني اند.

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


گاه‌شمار

اکتبر 2010
ش ی د س چ پ ج
« ژوئن   نوامبر »
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  

Most Recent Posts


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: